در زمان حکومت خسرو انوشیروان زنی نزد وزیر پادشاه آمد تا از او سئوالی بپرسد در آن وقت وزیر سرش شلوغ بود و حوصله ی جواب دادن به سئوال زن را نداشت پس گفت: من جواب این سئوال را نمی کنم.
زن گفت: اگر جواب سوالم را نمی دانی چرا پادشاه به تو حقوق می دهد؟
وزیر گفت: پادشاه به خاطر چیزهایی که می دانم به من حقوق می دهد و تا به حال به خاطر چیزی که نمی دانستم پادشاه هیچ پول و هدیه ایی به من نداده است.