یکی بود، یکی نبود ... یک کرم خاکی بود که توی لانه اش خوابیده بود. سرش را از این طرف لانه بیرون آورده بود؛ تا آسمان را تماشا کند. دُمَش را از آن طرف لانه بیرون آورده بود؛ تا دمش هوا بخورد! ناگهان دو تا پرنده از راه رسیدند. یکی سر کرم بیچاره را گرفت، و آن یکی، دمش را. یکی از این طرف می کشید و آن یکی، از آن طرف. هر کدام از پرنده ها فکر می کردند که یک کرم خاکی چاق و چله پیدا کردند! دو تا پرنده با یک کرم خاکی چه کار کنند؟ *کتک کاری یکی از این طرف می کشید، یکی هم از آن طرف. کرم بیچاره، کش آمده بود! معلوم نبود طعمه ی کدام پرنده می شود. پرنده ها عصبانی شدند. کرم را رها کردند و به جان هم افتادند. این به آن نوک می زد و آن به این. هر چه توانستند، همدیگر را زدند... وقتی آنها سرشان گرم بود، کرم فرار کرد. کرم سر جایش نبود. اما آن ها، پرهاشان ریخته بود و چشمهاشان سرخ شده بود. ناراحت و خسته از هم جدا شدند. *یک کار دیگر ... پرنده ها، به جای کتک کاری، با هم گفت و گو می کنند.بالاخره معلوم می شود که کرم خاکی حق کدام پرنده است. «کسی که اول کرم را دیده؟» معلوم نیست کدام پرنده اول او را دیده!«کسی که لاغرتر است؟» هر دو پرنده، هم وزن هستند! *گفت و گو «شیر یا خط کنیم! قبول؟» نه! این طوری، حق به حق دار می رسد! «کرم را دو قسمت کنیم؟» نه! خیلی کوچک است! آن ها به هیچ نتیجه ای نمی رسند. تصمیم می گیرند که شب را راحت بخوابند. شاید فردا صبح بتوانند راه حل بهتری پیدا کنند. *و یا ... هر چه فکر می کنند، راهی پیدا نمی کنند! آنها سراغ جغد می روند. جغد بین آنها داوری می کند. پرنده ها، به نوبت حرفشان را به جغد می گویند. *کمک گرفتن گفت و گوی پرنده ها و جغد طولانی شد. بالاخره تصمیم گرفتند دست از سر کرم بردارند. و هر کدام در یک مزرعه دیگر دنبال کرم بگردند. وقتی دو نفری به نتیجه نمی رسیم، گفت و گوی سه نفری را امتحان کنیم! کوچک ترها و بزرگتر ها در باره این موضوع گفت و گو کنند ... تو اگر به جای پرنده ها بودی چه می کردی؟ تا به حال با کسی مشورت کرده ای؟ چه زمانی لازم است مشورت کنیم؟ تو با چه کسانی مشورت می کنی؟
دعوا نکنیم ... گفتگو کنیم!نویسنده: سیلوی ژیرارده مترجم: فرزانه مهری (خانم سیلوی ژیرارده و آقای پوئیگ روزادو با همکاری یکدیگر آثار بسیار جالبی را خلق کرده اند. خانم سیلوی ژیرارده برای بچه ها کتاب آموزشی و فرهنگی می نویسد. و پوئیگ روزادو برای کتابهای او نقاشی می کشد. آنها چندین بار آثارشان را در نمایشگاه های پاریس به نمایش گذاشتند. و هر بار، با استقبال بچه های پاریسی روبرو شدند. به همین دلیل، وقتی «بنیاد فرانسه» تصمیم گرفت کتابهایی در باره صلح و گفتگو بجای جنگ و دعوا منتشر کند آثار سیلوی ژیرارده و پوئیگ روزادو را انتخاب کرد. ... و چنین بود که مجموعه کتابهای، دعوا نکنید، گفتگو کنید، با همکاری بنیاد فرانسه منتشر شد.)