پادشاهی سیده

زمانی در ری(یکی از شهرهای ایران) زنی حکومت می کرد که بسیار باهوش و کاردان و پاک دامن بود. اسم این زن سیده بود. در آن زمان سلطان محمود نامه ایی به ری فرستاد و در آن نامه به سیده گفت: اگر از این به بعد تسلیم من نشوی و پول ها و هدایایی برای من نفرستی من به ری حمله می کنم و آنجا را فتح می کنم. سیده جواب نامه ی سلطان محمود را این طور نوشت که اگر به ری حمله کنی من و سپاهیان کشورم در مقابل تو می ایستیم اگر من در جنگ پیروز شوم همه تو را پادشاهی می دانند که نتوانسته مقابل سپاه یک زن پیروز بشود و اگر تو پیروز بشوی می خواهی به دیگران چه بگویی؟ می خواهی بگویی یک زن را شکست دادی. این هیچ افتخاری برای تو ندارد چون همه می دانند که مردها در جنگ از زنها قوی ترند.
سلطان محمود وقتی نامه ی سیده را خواند از فکر جنگ با او بیرون آمد. این طور بود که سیده با استفاده از فکرش شهر ری را از جنگ دور نگه داشت.