کمال الملک
محمد غفاری یکی از نقاشان بزرگ ایران است، که بعد ها به نام کمال الملک شناخته شد. محمد درخانواده ای بزرگ شد که اهل هنر و نقاشی بودند.
در نوزادی او را به(کلده) روستایی بسیار سرسبز وخوش آب وهوا درنزدیکی کاشان بردند.
محمد در این روستای سرسبزو زیبا کم کم بزرگ شد. او بسیا زیاد طبیعت را دوست داشت. از تنور تکه ذغالی بر می داشت و با آن نقاشی های مختلف وزیبا می کشید.
او بیشتر درخت صنوبر را نقاشی می کرد . که روی تپه کنار چشمه آب روییده بود .
کنار آن صنوبر می نشست و ساعتها به آن خیره می شد، به رنگها و برگهای مختلفی که پیدا می کرد، به پوسته ضخیم و قهوه ای آن و به تصویر موج داردرخت که بر روی آب می افتاد.


بعد سر می چرخاند و کوه را که می دید دلش از بزرگی کوه می لرزید ، به هیجان می آمد و چنان به آن نگاه می کرد
که متوجه صدای مادرش نمی شد . محمد ...محمد جان ....کجایی؟ چرا جواب نمی دهی؟ مادر می دانست که پسرش مثل همیشه کنار درخت صنوبر مشغول تماشای طبیعت است . « خدای نکرده اگر اتفاقی بیفتد ...آن وقت من چه بکنم؟ » ولی بعد از اینکه محمد در مورد تصاویر جالبی که آن روز دیده بود صحبت می کرد، ناراحتی مادر تمام می شد. یکبار عقاب بزرگی را کشف کرده بود که در بالای کوه پرواز می کرد، و یکباره به شتاب و بدون اینکه بال بزند بسوی زمین حرکت می کرد و پائین می آمد. پدر ومادر محمد بسیار اورا تشویق می کردند. پدر محمد نیز هنرمند بود. برای همین نقاشی محمد را با دقت نگاه می کرد وهر جا که لازم بود او را راهنمائی می کرد و به او می گفت :
(محمد جان اگر می خواهی نقاش خوبی شوی ، باید مداوم کار کنی و تا می توانی طرح بزنی و نقاشی بکشی ).
محمد در نوجوانی برای درس خواندن به تهران رفت ودر آن زمان تعدادی تابلو برای ناصرالدین شاه کشید و از همان ابتدا مورد توجه درباریان قرار گرفت. بعد ها برای ادامه تحصیل به اورپا رفت وپس از مدتی به ایران بازگشت ولی دوباره از کشور خارج شد واین دفعه به عراق رفت وپس از بازگشت مدرسه ی ( صنایع مستظرفه)
را باز کرد و شاگردان زیادی را تربیت کرد. در آخر عمر، محمد به نیشابور رفت و در سن 95 سالگی از دنیا رفت وقبر او در آرامگاه عطار در شهر نیشابورقرار دارد.


تصویر کمال الملک


تالار آینه کاخ گلستان