آداب غذا خوردن (2)

سارا وقتی می خواهد روی پلویش خورشت بریزد، قاشق را در تمام ظرف خورشت نمی چرخاند، چون می داند این کار، کار خیلی بدی است. سارا می داند باید فقط از گوشه ی ظرف، خورشت بردارد. او می داند باید از قاشقی که در ظرف خورشت است، برای برداشتن خورشت استفاده کند نه قاشق خودش.
اگر چیزی بخواهد که وسط سفره باشد و دستش به آن نرسد، روی سفره خم نمی شود، چون می داند این کار، کار خوبی نیست. با این کار ممکن است ظرف غذا یا پارچ آب را برگرداند. سارا همیشه از بزرگترهایش خواهش می کند تا آن چیزی را که می خواهد به او بدهند.
اگر برای آنها میهمان بیاید، سارا همیشه ظرف غذایی را که غذای بهتری در آن هست، نزدیک میهمان ها می گذارد. اگر غذا خوردن او زودتر از میهمان ها تمام شود، شروع به جمع کردن سفره نمی کند؛ چون می داند این کار، کار نادرستی است. سارا می داند باید صبر کند تا همه ی میهمان ها غذایشان را با خیال راحت بخورند و بعد از آن که کاملاً سیر شدند، به کمک مادر سفره را جمع کند.
سارا برای غذا خوردن، از چنگال هم استفاده می کند؛ چون می داند با این کار، دیگر لازم نیست برای تکه کردن غذا یا پر کردن قاشق، از انگشت هایش استفاده کند.
سارا هیچ وقت قبل از آمدن مامان و بابا یا بزرگ ترهای دیگر، غذا خوردن را شروع نمی کند؛ چون می داند این کار، کار خوبی نیست و همیشه باید صبر کند تا همه سر سفره بنشینند و با هم غذا بخورند.
سارا بعد از غذا خوردن، خدا را شکر می کند و از مادرش تشکرّ می کند و می گوید: «مامان جان! آیا از من راضی هستید؟»
مامان هم می گوید: «بله که راضی هستم. تو دختر با ادبی هستی. آفرین دختر گلم!»
آیا تو هم آداب غذا خوردن را می دانی؟

نویسنده : اعظم تبرایی