بدون اجازه
معلمی از شاگردانش پرسید:«چه کسی دوست دارد به بهشت برود؟» همه بچه ها دستشان را بالا گرفتند به جز یک نفر. معلم گفت: چرا دستت را بالا نمی بری؟ شاگرد گفت: چون مادرم گفته بدون اجازه او هیچ جایی نروم.
قوی ترین حیوان
روزی پسری از پدرش پرسید: پدر جان اگر گفتی قوی ترین حیوان کدام است؟ پدر گفت: مورچه؛ چون یک روز مورچه ای داخل پریز برق رفت. من خواستم او را بیرون بیاورم. چنان لگدی به من زد که چند متر پرت شدم.
گوش جای کلید نیست
یک نفر گوشش را با کلید می خاراند گردنش قفل شد.