معلم یک گاو سفید را به علی نشان داد و گفت بگو این گاو چه فایده ایی دارد
علی گفت: آقا این گاو به ما شیر می دهد
معلم یک گاو قهوه ای را به حسن نشان داد و گفت حالا تو بگو این گاو چه فایده ای دارد؟
حسن گفت: آقا این گاو به ما شیرکاکائو می دهد

روزی هزار پایی به عروسی می رود تا می آید کفشش را در آورد عروسی تمام می شود


معلم اول: دیروز یکی از شاگردانم که با صورت نشسته به مدرسه آمده بود به خانه فرستادم.
معلم دوم: حتما امروز خیلی تمیز و مرتب آمده بود
معلم اول: نه جانم امروز همه با صورت نشسته آمده بودند





خسیسی به خانمش گفت: تا من می روم پشت بام و بر می گردم 2 تا تخم مرغ دست کن مرد به پشت بام رفت و پایش به چیزی گیر کرد و از بام سقوط کرد. هنگام سقوط وقتی از کنار پنجره آشپزخانه پرت می شد فریاد زد: یکی درست کن! یکی درست کن



معلم: با رضا جمله بساز
شاگرد: من دیروز با حسن و حسین به پارک رفتم
معلم: پس رضا چی شد؟
شاگرد: رضا کار داشت نیومد