تمساحی می رود گدایی و می گوید: «به من مارمولک بیچاره کمک کنید!»


معلم: «بگو ببین، در هوا غیر از اکسیژن، چه چیزهای دیگری هست؟»
دانش آموز: «کلاغ، گنجشک، کبوتر و ...»


یک پرگار، که ضربۀ مغزی شده بود، مستطیل کشید.


اولی: «چرا اسب تو در مسابقه برنده نشد؟»
دومی: «چون اسب من خیلی با ادب است، به اسب های دیگر می گوید اول شما بفرمایید!!»