الحمدالله
یکی از طبقه صدم یه ساختمون می پره پایین، به طبقه پنجاهم که می رسه می گه: خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت!


آسفالت
یه روز یه نفر پشت بومش رو آسفالت می کنه قیر زیاد میاره، سرعت گیر می سازه!


یخ
یه نفر یه تیکه یخ رو گرفته بود روی دستش و خیلی متفکرانه بهش نگاه می کرد. رفیقش ازش می پرسه: چیرو نگاه می کنی؟
میگه: ازش آب می چکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!