ایراد بنی اسرائیلی

روزی فرعون با سپاهیان خود حضرت موسی و پیروان او را تعقیب می کرد. پیروان حضرت موسی از قوم بنی اسرائیل بودند و اصلا نمی خواستند گرفتار ستم فرعون بشوند آنها رفتند و رفتند تا به رود نیل رسیدند. گذشتن از آن همه آب برای آنها امکان نداشت گفتند: حالا چه کار کنیم؟
حضرت موسی به خدا پناه برد و به خواست خدا آب رود نیل از هم شکافته شد و پیروان حضرت موسی از آن شکاف رد شدند به دنبال آنها سپاه فرعون هم وارد آب شدند اما ناگهان شکاف وسط آب از بین رفت و سپاه فرعون در آب غرق شدند.
با این حساب قوم بنی اسرائیل باید همیشه شکرگزار خداوند مهربان می شد اما آنها بهانه گیر بودند و باز از حضرت موسی معجزه می خواستند. این بار خدای مهربان سایبان خنک و زیبایی از ابر برای پیروان حضرت موسی آماده کرد تا در آن بیابان گرم آسوده باشند.
قوم بنی اسرائیل باز هم معجزه ی تازه می خواستند خدا برای آنها غذاهای بهشتی فرستاد اما آنها باز هم بهانه ی تازه گرفتند و به حضرت موسی گفتند: ما از غذای یک نواخت خسته شدیم به خدایت بگو برای ما سبزی و حبوبات بفرستد بهانه های آنها تمامی نداشت و هر روز چیز تازه ایی می خواستند برای همین هر وقت کسی بدون دلیل بهانه جویی کند و به کارهای دیگران ایراد بگیرد می گویند ایراد بنی اسرائیلی می گیرد.