کمربندها را ببندیم

یک روز که حمید بازی می کرد متوجه چیز عجیبی شد او توپ کوچکی را در گاری اسباب بازی خود گذاشته بود وآن را می کشید وقتی گاری رابه جلو کشید توپ به عقب غلتید حمید که تعجب کرده بود ناگهان ایستاد این بار توپ به طرف جلو حرکت کرد. حمید این ماجرای عجیب را برای پدرش تعریف کرد. پدرش گفت تو متوجه قانون مهمی در طبیعت شده ای این قانون نشان می دهد که در طبیعت چیزهای ساکن می خواهند ساکن بمانند؛ چیزهای متحرک هم می خواهند به حرکت خود ادامه دهند. وقتی گاری را جلو کشیدی توپ می خواست در جای خود بماند برای همین به عقب برگشت ولی وقتی ایستادی توپ می خواست به حرکت خود ادامه دهد و به طرف جلو غلتید. پدر بعد از این که مطمئن شد حمید حرفهای او را فهمیده گفت در حرکت خودرو هم همین طور است. وقتی راننده محکم ترمز می کند و ماشین می ایستد مسافران به طرف جلو حرکت می کنند و ممکن است سرشان به شیشه جلو بخورد و آسیب ببیند. اما اگر کمر بند ایمنی ببندند این اتفاق نمی افتد و سالم می مانند.