کشاورز

وقتی که نوبهار می‏شه
موقع کشت و کار می‏شه
پرند‏ه‏ها پر می‏کشن
به هر کجا سر می‏کشن
دهکده‏ی قشنگ ما
پر می‏شه از بنفشه‏ها
مرد کشاورز شاد شاد
از خونه‏اش بیرون میاد
این جا می‏ره، اون جا می‏ره
به باغ می‎ره، صحرا می‌ره
شخم می‎زنه زمین‏ها رو
بعد می‏کاره گندم و جو
کار داره خیلی کار داره
یونجه وشبدر می‏کاره



وقتی رسید گندم و جو
می‏رسه هنگام درو
اون موقع با یه داس تیز
می‏چینه اونها رو تمیز
پشت الاغ بار می‏کنه
می‏بره انبار می‏کنه
مورچه‏ها نیز با جستجو
کار می‏کنن مانند او
با سختی دونه می‏کشن
دونه به لونه می‏کشن
کار می‏کنن، رنج می‏برن
برای خود گنج می‏برن.


شاعر: اسدالله شعبانی