این دکان بقالیه
خوردنی داره، عالیه
آقای بقال شاد شاد
عقب میره، جلو میاد
ماست و پنیر به ما میده
یه شیشه شیر به ما میده
برنچ و روغن و نبات
چایی و قند و شکلات
کیک و آدامس و بادکنک
بستنی چوبی و پفک
خیلی چیزای رنگارنگ
خوشبو و خوشرنگ و قشنگ
میکشه او با ترازو
گِرم گِرم، کیلو کیلو
|
بقال ما، خیلی پیره
هر چی میده، پول میگیره
یه لحظه بعد یه موش موشه
پیدا میشه از یه گوشه
میون دست او چیه؟
به جای پول اشرفیه!
موش موشه از بقال پیر
میخره یک تکه پنیر!
مانند ما با خوشحالی
بیرون میاد از بقالی.
|