بنای ما، اوستا مراد
کار می کنه خیلی زیاد
میپوشه یک لباس کار
آرام میره روی دیوار
از اون بالا اوستا مراد
هی گل میخواد، آجر میخواد
براش گل و خشت میيارن
کنار دستش میذارن
آجرها را قطار قطار
میچینه بر روی دیوار
|
میرسه تا سقف و ستون
طاق میزنه به روی اون
تا اون خونه آباد میشه
صاحب خونه، شاد میشه
گنجشکَکی روی درخت
کار می کنه یه کار سخت
با تکههای برگ و چوب
لونه میسازه خیلی خوب
گنجشکه در کار لونه
مثل یه بنا میمونه.
|