پلیس

انار، دونه دونه
پلیس چه مهربونه
شب تا سحر بیداره
چه کار سختی داره
شب که می شه تو کوچه ها می گرده
روز که می شه کجا می ره
هی بالا و پایین می ره
به فکر رفت و آمد ماشین هاست
به این می گه برو به چپ
به آن می گه برو به راست
راه می ره و سوت می زنه
دوست تو و دوست منه

مصطفی رحمان دوست








توی خیابون
ماشین زیاده
سر چهار راه
پلیس ایستاده
این طرف بسته ست
اون طرف بازه
خیابون خیلی
تنگ و درازه
کنار پلیس
سه تا چراغ هست
پلیس سوتشو
گرفته در دست
او راهنمایی
می کنه ما رو
آروم می کنه
خیابونا رو
خیلی ممنونیم
از او همیشه
بی او شهر ما
خیلی بد می شه

جعفر ابراهیمی