پزشکی و داروسازی ایرانی
دانشمندان ایرانی برای پیشرفت علوم پزشکی و داروسازی خیلی زحمت کشیدند.
در زمان های قدیم از دارو و آمپول شیمیایی خبری نبود. مردم برای درمان بیماری ها از گیاهان دارویی، زهرمار و عقرب، دارو می ساختند. اما، گاهی هم بازار جادوگرها، داغ تر از پزشکان بود. مریض ها را به بازار می بردند و هر کس هر چه به عقلش می رسید به خورد بیمار می داد: مثل گرد و خاک کنار تاقچه و ....
مردم بعضی وقت ها هم درباره خیلی چیزها اشتباه می کردند. مثلاً فکر می کردند که الماس زهر دارد و هر کس آن را بخورد می میرد. «ابوریحان بیرونی» یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی با آزمایش های زیاد فهمید که مردم اشتباه می کنند.
روزی در میدان شهر جلوی چشم همه مقداری الماس خُرد شده را روی گوشتی ریخت و به سگی داد. سگ آن را گوشت را خورد و هیچ اتفاقی نیفتاد و به همه ثابت کرد که الماس زهر ندارد.
پزشکان و دانشمندانی مثل «ابوریحان بیرونی»، «جابر بن حیان»، «محمد بن زکریای رازی» و «ابوعلی سینا» برای یافتن داروهای مناسیب بیماری ها به دشت و صحرا می رفتند و درباره گیاهان دارویی مطالعه می کردند و یا در آزمایشگاه هایشان آزمایش های مهمی انجام می دادند تا هم، مردم را از اشبتاه در آورند و هم در پزشکی و داروسازی به پیشرفت علوم کمک کنند.
با زحمت و تلاش این دانشمندان بود که رفته رفته به هر کسی اجازه معالجه مردم را داده نشد. هر پزشک، قبل از شروع کارش باید امتحان می داد تا معلوم می شد که چقدر در کارش مهارت دارد. اگر قبول می شد اجازه کار می گرفت. اگر هم در کارش اشتباه می کرد، مجازات می شد. پزشک های آن زمان فقط انسان ها را معالجه نمی کردند. آن ها حیوانات را هم درمان می کردند. معمولاً در جنگ ها و لشکرکشی ها پزشک ها را همراه می بردند تا به زخمی ها و حیوانات رسیدگی کنند. چون پزشک ها اطلاعات زیادی داشتند به آن ها «حکیم» هم می گفتند. یکی از مشهورترین پزشکان ایران و جهان «ابوعلی سینا» است. او بسیار باهوش بود. به خاطر همین از پنج سالگی به مکتب رفت. ابن سینا کتاب های زیادی درباره پزشکی خواند؛ تا جایی که در 18 سالگی پزشک ماهری شد.
متأسفانه ابن سینا عمر زیادی نکرد. او بیمار شد و در سن 58 سالگی (سال 429 هجری قمری) یعنی هزار سال پیش در گذشت. یعنی «گاهی هم پزشک ها مریض می شوند و نمی توانند خود را معالجه کنند!»


حبیب بابایی
سروش کودکان شماره 202