حضرت دانیال (ع)

دانیال نبی (ع) یکی از پیامبران بنی اسرائیل است که قرن هفتم پیش از میلاد زندگی می کرده و در بیت المقدس متولد شده است. نام پدر و مادر این پیامبر مشخص نیست اما وی از نسل حضرت داوود و از نوادگان یهودا پسر حضرت یعقوب است. دانیال در زبان عبری معنی «خدا قاضی من است» دارد. در سال 606 قبل از میلاد که سپاهیان بابل به بیت المقدس حمله کردند، دانیال (ع) که آن زمان نوجوان بود، اسیر شد و به دربار پادشاه بابل «بخت النصر» فرستاده شد تا در آنجا در خدمت پادشاه باشد. دانیال که در بابل توانسته بود علوم کلدانیان، زبان مقدس و حکمت را بیاموزد و می توانست خواب ها را هم تعبیر کند مورد توجه بخت النصر قرار گرفته بود و توانسته بود مقام بالایی در دربار بدست آورد. مردم بابل هم دانیال (ع) را مردی مقدس می دانستند و به او احترام می گذاشتند و او را دوست داشتند. دانیال 37 سال در دربار بابل خدمت کرد و در این مدت پیامبری خود را اعلام و مردم را به یکتاپرستی دعوت کرده بود. دانیال بعد از لشکرکشی سپاه ایران به فرماندهی کوروش، به همراه تعدادی از قوم یهود به ایران می آید و در شوش ساکن می شود.
حضرت دانیال علم تعبیر خواب داشت و همان طور که گفته شد خواب های پادشاهان بابل را تعبیر می کرد و درباره آینده و نافرمانی آنها از خدا هشدار می داد. خواب هایی که خود دانیال (ع) نیز می دید، همگی پیشگویی های دقیق از آینده جهان بود. حضرت دانیال کتابی دارد که بخشی از کتاب مقدس یهودیان (عهد عتیق) است. این کتاب 12 فصل دارد و به دو بخش تقسیم می شود. بخش اول که شش فصل اول کتاب است درباره زندگی دانیال (ع) و ماجراهای مختلف زندگی اش مانند اسیر شدن و . . . و درباره ی خواب هایی است که تعبیر کرده. بخش دوم، یعنی از فصل هفتم تا دوازدهم درباره خواب هایی است که خودش دیده و همگی درباره حکومت های بزرگ جهان است. از جمله در این بخش درباره امپراطوری ایران هم مطالبی آمده. در همین بخش دانیال (ع) وقایع و اتفاقاتی را بیان می کند و مژده آمدن پیامبر آخر یعنی حضرت محمد (ص) می دهد. خواب هایی که در این بخش از کتاب تعریف می شود اتفاقاتی را بیان می کند و از حکومت هایی می گوید که در آخر به حکومت حضرت مهدی (عج) می رسد. و بنابراین مژده آمدن امام زمان (عج) از قرن ها پیش داده شده است. دانیال نبی (ع) چه در دوران زندگی اش و چه در کتابش همیشه بیان می کرده که هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدواند نیست و خداوند حاکم اصلی همه جهان است.
حضرت دانیال (ع) در سن83 یا 85 سالگی در شوش از دنیا می رود و طبق رسم گذشته که افراد بزرگ و مهم را مومیایی می کردند، جسدش را مومیایی می کنند. در این مدت هم هر گاه که در منطقه شوش خشکسالی می شود، مومیایی او را بیرون می آوردند و به زیر آسمان می بردند تا خداوند به خاطر او باران بفرستد باران هم می بارید. سال ها به همین صورت می گذرد تا اینکه در آخرین جنگ بین مسلمانان و ایرانیان در قرن 16 هجری؛ فرمانده سپاه مسلمانان متوجه مقبره دانیال و مومیایی او می شود. از مردم درباره او می پرسد و همگی او را به عنوان مردی مقدس معرفی می کنند. فرمانده هم به خلیفه آن زمان (عُمر) نامه می نویسد و ماجرای مرد مقدس و بارش باران و . . . تعریف می کند و از خلیفه می خواهد که او را شناسایی کند. خلیفه هم که نمی تواند این مرد را بشناسد از حضرت علی (ع) کمک می خواهد. امام علی (ع) هم به آنها می گوید که این مرد دانیال نبی (ع) است و باید او را مانند مسلمانان دفن کنید. پس مومیایی دانیال را باز و او مانند مسلمانان غسل و کفن می کنند و به خاک می سپارند. حضرت دانیال (ع) تنها پیامبری است که بعد از حضرت محمد (ص) رو به کعبه دفن شده است. قبل از پیامبر اسلام، قبله یکتاپرستان به سمت بیت المقدس بود و همه پیامبران به این سمت دفن شده اند، اما زمانی که قبله از بیت المقدس به کعبه تغییر می کند، مردگان به سمت کعبه دفن می شدند.
آرامگاه دانیال نبی (ع) در استان خوزستان و در شهرستان شوش قرار دارد.
اگر دوست دارید داستان دانیال و شیرها را بدانید منتظر مطلب بعدی ما باشید.