حضرت نوح علیه السلام یکی از بزرگ ترین پیامبران خداست. نام او 43 بار در قرآن مجید آمده است. سوره ی 71 قرآن به اسم اوست. در این سوره فقط از زندگی حضرت نوح سخن گفته شده است. در سوره ی هود(سوره ی یازدهم) از آیه 25 تا 49 درباره ی زندگی او بیشتر صحبت شده است.
هنگامی که خداوند حضرت نوح را به پیامبری برگزید، مردم بت می پرستیدند. او مردم را به سوی خدا دعوت کرد؛ امّا افراد کمی به او ایمان آوردند. بزرگان قومش به او گفتند: «تو فردی هستی مانند ما؛ نه فرشته ای، نه ثروتمندی و نه خانواده بزرگی داری.»
نوح گفت: «خدا هر کسی را که بخواهد به پیامبری برمی گزیند.»
آنها گفتند: «تنها مردم فقیر از تو پیروی می کنند.»
نوح گفت: «این افراد فقیر به خدا ایمان دارند. من آنها را به خاطر فقرشان از خودم دور نمی کنم.»
این حرف ها همین طور ادامه داشت. آن ها به حرف های حضرت نوح(ع) می خندیدند و انگشتشان را در گوش می کردند تا حرف هایش را نشنوند. در پایان هم گفتند: «دیگر ما را از عذاب خدا نترسان. اگر باز هم به این حرف ها ادامه بدهی، تو را سنگ باران می کنیم. اگر راست می گویی به خدایت بگو عذاب ما را برساند!»
یک روز خداوند به نوح(ع) دستور داد تا کشتی بزرگی درست کند. حضرت نوح(ع) ساختن کشتی را آغاز کرد. کافران هر روز نزدش می آمدند و او را مسخره می کردند. می گفتند: «همه در کنار دریا کشتی می سازند و تو در بیابان؛ واقعاً که دیوانه ای.»
نوح(ع) پاسخ می داد: «اکنون مرا مسخره می کنید و می خندید، به زودی خداوند عذابش را می فرستد و آن وقت می فهمید که من دیوانه نیستم.»