حکایت مذهبی

ارزش احترام
روزی خواهر شیری پیامبر برای دیدن او به خانه ی پیامبر آمد. پیامبر از دیدن او خیلی خوشحال شد و به او احترام زیادی گذاشت. پس از او اتفاقاً برادرش هم از راه رسید پیامبر از دیدن او هم بسیار خوشحال شد؛ اما به اندازه ی خواهرش او را تحویل نگرفت. پس از رفتن میهمان ها یکی از یاران از حضرت پرسید چرا به خواهر بیش تر از برادر احترام گذاشتید؟ پیامبر جواب داد چون خواهر من در احترام کردن به پدر و مادر از برادرش بسیار جلوتر بود و آنها از او بسیار راضی بودند.




رسم مهمان نوازی
روزی جریربن عبدالله نزد پیامبر آمد و گفت می خواهم مسلمان شوم. پیامبر او را به اتاقش دعوت کرد و عبایش را انداخت و از او خواست روی عبایش بنشیند. پس از رفتن جَریر یاران از پیامبر پرسیدند دلیل احترام زیاد شما به جریر چه بود؟ پیامبر(ص) فرمودند: اول اینکه جریر مهمان من بود و تا جایی که می توانیم باید به مهمان احترام بگذاریم. دوم این که او بزرگ قوم خود است. همیشه احترام بزرگان را به جای آورید.